سلامت جنسی

این درگاه مطابق با قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران می باشد و کلیه مطالب با ذکر منبع درج شده اند

تنوع طلبی جنسی !!

یک پروفوسور زیست شناس به نام دکتر راسلی صاحب یک نظریه در مورد روح روابط جنسی ست. او معتقد است که از یک رابطه جنسی دو منظور برداشت می شود ؛ اول بعد شهوانی و دیگری بعد عاطفی. در بعد عاطفی انسان – چه مرد و چه زن – در فطرت خود یگانه خواه است. اما در بعد شهوانی رابطه ی جنسی ؛ هم زن و هم مرد در فطرت خود قائل به تنوعند.

در توجیه این نظریه می خوانیم که نیازهای آدمی به دو دسته مادی و معنوی تقسیم می شوند. اگر نیاز شهوانی در سکس را یک نیاز مادی و نیاز عاطفی در رابطه جنسی را یک نیاز معنوی تلقی کنیم ؛ ناگزیریم که بر اساس این دو نوع نیاز ؛ قسمت شهوانی سکس را از قسمت عاطفی آن تمیز دهیم. چون تمامی نیاز های مادی در انسان دچار تنوع طلبی ست پس بعد شهوانی سکس می تواند متنوع باشد در حالی که بعد عاطفی آن یگانه خواه باقی بماند.

برای کاربردی کردن این نظریه نیز باید رابطه جنسی را به دو نوع تفکیک کنیم.

اول – سکسی که هدف عاطفی آن در اولویت است.
دوم – سکسی که تنها به منظور ارضا شهوانی صورت می گیرد.

در آرمان شهر این نظریه هر زنی و هر مردی به عنوان شریک عاطفی تنها یک نفر را بر خواهند گزید و به صورت آزاد با افراد دیگر ارتباط شهوانی جنسی برقرار خواهند کرد. (لازم به ذکر است که تنها ارتباط جنسی عاطفی که تحت عنوان ازدواج قانونی قرار گرفته باشد مجاز به تولید مثل خواهد بود) در این حالت پیش بینی می شود که امری به نام خیانت مفهوم خود را به طور کلی از دست بدهد و تعریف جدیدی برای نظام خانواده به وجود بیاید.

آیا تنوع طلبی جنسی امری حقیقی ست ؟

باید گفت که بله. نیاز شهوانی جنسی مانند تمامی نیازهای مادی قائل به تنوع است و نظریه ی مذکور تا آنجا که به اثبات وجود حس تنوع خواهی می پردازد صحیح و درست به نظر می رسد. مگر می شود یک لذت مادی را هر روز و تنها به یک شکل خاص تجربه کرد و از این تجربه دچار دلزدگی نشد ؟

اما کمونیسم جنسی درست در زمانی به بیراهه می رود که شروع به نظریه پردازی اجتماعی و کاربردی کردن این دیدگاه می نماید. این درست است که سکس و آمیزش جنسی دارای دو بعد شهوانی و عاطفی ست اما از دیدگاه روانشناسی هرگز نمی توان این دو بعد را به گونه ای کاملا متمایز از هم بررسی نمود. به عبارت بهتر در این پدیده (سکس) بعد عاطفی و شهوانی به نحوی با هم گره خورده اند که گاهی یکی به دیگری تبدیل می شود و اصولا یک ارتباط جنسی کامل زمانی تعریف می شود که هر دو بعد آن به حد کمال به ارضا رسیده باشند.

در گزارشی که از چند زن روسپی در ایالات متحده تهیه شده بود همه ی آنها به این موضوع اشاره کرده بودند که چندین و چند بار از سوی مراجعانشان پیشنهاد زندگی مشترک دائم دریافت کرده اند.

کمونیسم جنسی و اعطای حق آزادی های جنسی بی حد و حصر در چند کشور کمونیستی تا سال ۱۹۳۰ در جریان بود. اما تجربه ثابت کرد که راه ارضا تنوع طلبی جنسی نمی تواند این باشد.

آیا مردان از زنان تنوع خواه ترند ؟

به جرات باید گفت که نه.

گرایش مردان به توع طلبی جنسی نه در ایران بلکه در اکثر نقاط جهان بیشتر و گسترده تر از زنان است. همین موضوع دستاویزی شده است برای طرفداران مرد سالاری جنسی که تنها طبیعت مرد را قائل به تنوع طلبی جنسی فرض کنند و به همین دستاویز حد و مرز را در روابط جنسی خود از میان بردارند.

ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه و در صفحه ی ۹۱ پس از آن که شرح مفصلی بر معضلات اخلاقی می نویسد ؛به گونه ای توجیه وار می آورد : « بدون شک بسیاری از اینها نتیجه ی علاقه اصلاح ناپذیر مردان به تنوع است و طبیعت مرد به یک زن بسنده نمی کند »

مسلما تنوع خواهی زمانی آغاز می شود که لذت دریافتن یک موهبت احساس شود و نیاز به انواع آن در آدمی به وجود بیاید. به عنوان مثال باید یک فرد اصولا لذت غذا خوردن را دریابد تا در مورد غذا و لذت آن به تنوع روی آورد.

دلیل اینکه ویل دورانت طبیعت مرد را بر تنوع قرار داده و زن را به یگانه خواهی محکوم می کند چیست ؟ در طول تاریخ بشر و بنا بر دلایل مذهبی ؛ عرفی ؛ سیاسی و تفاوت در نوع لذت جنسی زنانه و مردانه ؛ زنان بنا بر شواهد تاریخی و استنادات علمی از موهبت لذت جنسی محروم مانده و یا آن را به درستی درک نکرده اند. مسلما زمانی که فردی از این لذت به درک مناسب و شناخت کافی نرسیده باشد تنوع خواهی برای او بی معنی خواهد بود. در حالی که مسلما اگر یک زن بتواند لذت جنسی را به صورت عمیق و کامل تجربه کند خواهیم دید که او نیز دچار حس تنوع طلبی سکسی خواهد شد.

جمع میان تنوع طلبی جنسی و یگانه خواهی جنسی

احتمالا در ذهن هر خواننده این سوال مطرح می شود که اگر ما وجود تنوع خواهی شهوانی را بپذیریم ؛ پس چه راهکار اجتماعی برای آن وجود خواهد داشت ؟

امروزه در جهان آمیزش جنسی و اصول برقراری یک رابطه ی جنسی متکامل به صورت یک علم در آمده و هر روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا می کند. در نهایی ترین بررسی های به عمل آمده می توان تنها یک شریک عاطفی و جنسی داشت و تنوع خواهی جنسی را در همان رابطه به حد کمال ارضا نمود.

ثابت شده است که ایجاد تنوع در آمیزش جنسی از تنوع خواهی در ارتباطات سکسی به مراتب موثر تر و مطلوب تر است. امروزه آمیزش جنسی علمی در مدارس و دانشگاه های مدرن جهان به صورت یک ماده ی درسی مهم تدریس و اصول فانتزی پروری سکسی و Striping به جوانان تعلیم داده می شود.

هر انسان سالم از نظر جنسی صاحب فانتزی های جنسی ست که با توجه به افزایش سن و محیط زندگی متغیر و رو به تکامل است. فانتزی های جنسی نوعی تنوع خواهی در برقراری رابطه هستند و دقیقا با حس تنوع طلبی شهوانی مربوط می شوند.

به عنوان مثال در کتاب «کلید روابط جنسی» اثر آنتوان لیسف آمده است که یک رابطه جنسی زمانی مطلوب و حقیقی ست که زن و مرد بدون هیچ پرده ی کلامی هر هفته دو ساعت در مورد بهبود روابطشان با یکدیگر به گفتگو بنشینند. فانتزی های جنسی یکدیگر را برآورده کنند و تابوهای سنتی و مذهبی غلط را بشکنند.

پس یک رابطه جنسی میان دو فرد می تواند همیشه سرشار از تنوع و نوعی لذات شهوانی جدید باشد که این موضوع نیازمند آموزش و فرهنگ سازی ست.

نقبی بر چرایی تنوع خواهی جنسی مردانه در ایران

تنوع طلبی جنسی مردان ؛ در ایران و مخصوا در سال های اخیر مورد اعتراض جنبش های زنان و فعالان امور خانواده و جامعه بوده است. اما اگر ژرف اندیش و منطقی بنگریم این تنوع خواهی بیمار ؛ حاصل بیماری بزرگتری ست می توان از آن به بیماری کلی روابط جنسی در ایران نام برد.

بد فهمی و کژ اندیشی دینی ؛ سنت های غلط و نادرست عرفی و همین طور نگاه تابویی به مسائل جنسی باعث شده است که نظام خانواده در ایران از نوعی بیماری و انحراف عمیق جنسی رنج ببرد.

در اینجا تنها هدف من ایجاد دیدگاه و سوق دادن تفکر خواننده گان به این مسئله است و ریشه یابی و یافتن راهکار برای آن در این مجال نمی گنجد. اما نگفته پیداست که مخصوصا زنان ایران از نوعی سرد مزاجی عمیق جنسی که ناشی از نوع تفکر غلط حاکم بر جامعه زن است در غذابند. و این باعث شده است که تنوع طلبی شهوانی مردانه در ایران دچار یک افزایش بی حد و حصر شود و مردان ایرانی نیز به یک بیماری از نوع دیگر مبتلا گردند.

زنان ایرانی به رابطه جنسی به عنوان یک وظیفه محوله بر دوش خود نگاه می کنند که باید با آن کنار بیایند. لذت بردن از یک رابطه ی جنسی برای زن ایرانی شاید یک واژه بی معنی ست. حتی شاهدیم که در آموزه های غلط جنسی در ایران ؛ زنان تحت عنوان شرم و حیای زنانه تمایل خود را به آمیزش جنسی با همسرانشان پنهان می کنند و آن را یک موهبت برای خود می شمارند و همین موجب بروز تدریجی نوعی سرد مزاجی سکسی در غالب زنان ایرانی شده است.

آنچه مسلم است تنوع طلبی مردانه و سرد مزاجی زنانه در ارتباطات جنسی در مملکت ما معلول یک پیشینه غلط اجتماعی و بد بینی مذهبی ست که شاید تنها راهکار آن یک ساختار شکنی در نظام قانونی و تابو گریزی در نظام خانواده باشد که شاید – و تنها شاید – در دو نسل بعدی تا حدی به ثمر و باروری بنشیند.

پ.ن : سعی خواهم کرد در مقالات بعدی ام به راهکارهای اختصاصی این موضوع در ایران بپردازم.

پیوست : فراموش نشود که نظریه ی کمونیسم جنسی نظر بنده نیست و همین طور در تیتر آخر هدف من هرگز توجیه نگاه تنوع طلب مرد ایرانی نسبت به روابط جنسی نبوده است بلکه هدف ؛ طرح این موضوع به عنوان یک بیماری اجتماعی و ریشه یابی آن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 15:48  توسط حسام   |